📱اپ آیین‌نامه به‌روز شده – مرداد ۱۴۰۵ دانلود مستقیم

خاطرات شیرین امتحان شهری رانندگی ( بیا تعریف کن )

خاطرات امتحان شهری

خاطرات شیرین امتحان شهری رانندگی ( بیا تعریف کن )

با سلام به هنرجویان گرامی و همراهان همیشگی تست‌درایو؛
چند وقت پیش با یکی از دوستانم درباره آزمون رانندگی و خاطرات شیرین امتحان شهری صحبت می‌کردم و به این فکر افتادم یک پست بسازم تا هرکس دوست دارد، خاطره روز امتحان شهری خود را در بخش نظرات انتهای همین صفحه بنویسد.👇

خاطرات آزمون شهری


✅ خاطرات شیرین امتحان شهری رانندگی

روایت من از روزهای امتحان (سال ۱۳۸۳) 🕰️

من از خودم شروع می‌کنم؛ سال ۱۳۸۳ بود، تازه دوران خدمت سربازی را تمام کرده بودم و تصمیم گرفتم بروم برای گرفتن گواهینامه رانندگی. آن زمان تازه زمزمه راه‌اندازی آموزشگاه‌های رانندگی بود و هرکسی می‌خواست گواهینامه بگیرد باید اول به آموزشگاه می‌رفت؛ خلاصه خیلی شلوغ بود!

آزمون آیین‌نامه را همان روز اول با یک غلط قبول شدم. آن موقع اگر آیین‌نامه را قبول می‌شدی می‌توانستی همان روز هم در آزمون شهری شرکت کنی؛ اما تنبلی کردم و نرفتم و افتاد برای یک روز دیگر.

روز آزمون شهری رسید؛ زمستان بود و هوا سرد. شرکت‌کننده هم زیاد؛ حدود ۲۰۰ نفر. نوبتم شد، سوار شدم. افسر (یک سروان بداخلاق) گفت: «حرکت کن!» همین که خواستم بروم، ماشین خاموش شد! با تندی گفت: «… سگ گمشو!» و من رد شدم. دو روز بعد دوباره امتحان دادم؛ این‌بار افتادم با جناب سرهنگ. گفت: «پارک دوبل کن!» راستش پارک دوبل را همان روز شنیده بودم و بلد نبودم؛ باز هم رد شدم.

اما این‌بار رفتم آموزش دیدم. مربی‌ام گفت: «تو امروز قبول می‌شی!» رفتم، جناب سرهنگ دوباره گفت: «پارک دوبل!» این بار بلد بودم. اجرای تمیزی انجام دادم، سرهنگ ازم تعریف کرد و «آفرین» گفت. از ماشین که پیاده شدم، همه تشویق کردند؛ انگار از المپیک برگشته بودم! 😄 بالاخره بعد از ۳ بار آزمون شهری، با آموزش درست قبول شدم.


🧠 نکات کلیدی در آزمون شهری رانندگی

  • قبل از حرکت: پدال ترمز را تست کنید، راهنمای چپ را بزنید و دنده ۱ را درگیر کنید.
  • سرتان را به سمت چپ برگردانید، وضعیت خیابان را چک کنید، ترمز دستی را آرام بخوابانید و با رها کردن تدریجی کلاچ و کمی گاز، حرکت کنید.
  • آینه‌ها را طوری تنظیم کنید که انتهای بغل راست و چپ خودرو کاملاً در دید باشد. اگر آینه برقـی نیست، با روش «چهار انگشت بالا و شست پایین» زاویه را دقیق تنظیم کنید؛ در آینه‌های برقی از کلید مخصوص استفاده کنید.

🎬 کلیپی خاطره‌انگیز از «ساعت خوش» با موضوع امتحان شهری

برای حال‌وهوای نوستالژیک، این کلیپ خنده‌دار و خاطره‌انگیز را ببینید: 😁


📌 پیشنهاد برای هنرجویانی که هنوز آزمون شهری نداده‌اند

اگر هنوز در آزمون شهری شرکت نکرده‌اید، حتماً نکات مهم آزمون شهری را بخوانید و از تجربه هنرجویان استفاده کنید.
برای مشاهده نکات مهم آزمون شهری روی لینک زیر کلیک کنید:

نکات مهم آزمون شهری رانندگی 🚦


🗣️ نوبت شماست! خاطره‌تان را تعریف کنید

شما روز امتحان شهری چه خاطره‌ای دارید؟ استرس داشتید یا با اعتمادبه‌نفس رفتید؟ افسر چه چیزی از شما خواست؟
در بخش نظرات همین صفحه برایمان بنویسید؛ هم دلتان سبک می‌شود، هم به بقیه هنرجوها کمک می‌کنید. 🙏✨

126 نظرات
هانی
تیر ۳۰, ۱۳۹۸ ۵:۴۰ ب٫ظ

من امروز امتحان دادم رد شدم افتضاح بود افتضاح اصلا فکرشم نمیکرد هول کنم اینجوری

فاطمه زهرا
اسفند ۱۱, ۱۳۹۷ ۸:۲۶ ب٫ظ

سلام خوبید همه؟؟
من امروز بار چهارم رد شدم
دلیلش بیشتر روحیه. چون فرز نیستم و تمرکز کردن هم برام سخته
بابامم پیکان داره ولی همونو هم ازم دریغ میکنه نمیذاره تمرین کنم
ولی دوستم فقط آموزشی ۱۲ جلسه ش تموم شده پراید باباش زیر پاشه و شهرو میگرده هنوز هم نرفته امتحان شهری..
ولی من شانس اینکه ی ماشین ب من بدن تا تمرین کنم رو نداشتم خیلی حسرت برانگیزه..
۲۳ سالمه ولی تمرکز حواسم پایینه مربی م میگه تو سن تو آدم باید خیلی زرنگ تر باشه:(

kimia
  فاطمه زهرا
آذر ۱۳, ۱۳۹۸ ۱۲:۴۳ ب٫ظ

منم‌ امروز برا بار سوم رد شدم مامان بابام کلا نمیزارن ماشینو بردارم تمرین کنم اینم شانسه ماس ??

بهار
آذر ۲۳, ۱۳۹۷ ۲:۳۰ ب٫ظ

من فردا برای باردوم ازمون شهردارم بااول شنبه قبل بود یه دور دو فرمون زدم دنده یک ودو وسه رفتم وپارک کردم ممنوعیت هارو هم کامل گفتم افسره کلی کیف کرد گفت یه دوبل برو وقبولی منم ذوق کردم فرمون دومو زود پیچوندم مالیدم به ماشین جلوییه!!!!رد شدم تاسه روز قصد خودکشی داشتم

ی دختر
  بهار
اسفند ۱۱, ۱۳۹۷ ۸:۳۵ ب٫ظ

منم همینطور شد برام شرایط نسبتا مشابه
افسر کمکم کرد ی کم دیدم دارم قبول میشم گفت کنار ی جا نگه دار فک کردم دیگه تمومه دیگه دقیقا سر بلوار نگه داشتم گفت دیگه خراب کردی و ردم کرد
منم کلی التماس کردم قبول کنه گفتم بار چهارمه قبول نکرد هق هق گریه داشتم اشکم نمیومد ولی صدا هق هق و زاری م میومد افسر گفت روز مو نو خراب کردی هفته بعد بیا دیگه منم گفتم شما روز منو خراب کردی
اومد پایین ب مربی م گفت این خانوم هفته بعد نفر اول بیاد حتما قبولش میکنم این بار دیگه
منم با حرص ی سری جملات زیبا گفتم بهش
الان دیگه عمرا باهاش برم امتحان چون مطمئن نیستم اینارو نادیده میگیره یا نه

omid
آذر ۲۱, ۱۳۹۷ ۱۰:۱۸ ب٫ظ

سلام من امروز چهارشنبه 20 آذر برای سومین بار رد شدم با افسره درگیری لفظی پیدا کردم حتی کم مونده بود به فیزیکی هم کشیده بشه علتش هم این بودکه اونقدر هولکی شده بود برام اجازه نداد قبل حرکت پدالا تست کنم درحالی که این حق قانونی من بود مسله بعد بحث تعویض دنده بود تا نشستم گفت زود باش برو 1 بعد برو 2 برو 3 گفتم ممنوعه ولی رفتم بعد بعد گفت بایست دنده 5 رفتی رد شدی…گفته بودن دندش بد جا میره ولی من اشباهم قبول کردم مثل دفعه های قبلم که خاموش می کردم یه بار از کلاچ یه بارم از افت گاز و لی خلاصه علت اینکه باهاش درگیر شدم اخلاق بدش بود که خیلی بد با آدم برخورد کرد و یکی هم مسله مالیش بود که هر دفه 50 تومان باید بریزی صندوقشان!
به امید قبولی همه

سهیل
شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ ۸:۳۵ ق٫ظ

سلام به همه
من امروز ازمون شهری داشتم رد شدم باور کنید هم دست فرمونم خوبه هم کلی تمرین کرده بودم ماشین سرهنگه فقط اسمش ماشین بود اینجوری که میگن کلاچ و عمدا دستکاری میکنن هنرجو ماشین و خاموش کنه من سه بار ماشین و خاموش کردم فقط به خاطره مشکلی که خود ماشین داشت به نظرمن بریم با یه ماشینی که در حد همین ماشینهایی که ازما ازمون میگیرن با اون ماشین ها تمرین کنیم این آزمون شهری هم برای من شده کابوووووووووس

سحر
شهریور ۱۲, ۱۳۹۷ ۲:۴۲ ب٫ظ

ای مرگ بیا که آزمون شهری ما رو کشت همه را کشت چقدر این سرهنگا سخت میگیرن اگه مسئولین دیگه هم این قدر سختگیر بودن مملکت گل و بلبل می شد بخدا باباااااااااااااااااا پارک دوبل کردم دیگه چرا الکی میگه فاصله ات زیاده حالم بده بخدا میفهمی؟ یعنی واقعا میفهمی من دیگه نمیرم آزمون شهری حالم بده خدا حالم بده
اقای سرهنگی که من و بی خود و بی جهت رد کردی سنی دیلر بله سنی دیلر

مرصاد
  سحر
تیر ۱۷, ۱۳۹۸ ۰:۳۹ ق٫ظ

ایول دم افسره گرم ???

مهشید
شهریور ۱۲, ۱۳۹۷ ۱۲:۱۳ ب٫ظ

سلام به دوستای گلم من دیروز 11شهریور 97 امتحان شهری دادم و قبول شدم خیلی حسه خوبی بود .

alire7a
  مهشید
دی ۲۶, ۱۳۹۷ ۱۰:۰۴ ق٫ظ

کوفتت نشه….

یاشار
شهریور ۱۱, ۱۳۹۷ ۴:۳۳ ق٫ظ

سلام
به عنوان کسی که به تازگی گواهینامه رانندگی گرفتم و بار اول هم در آزمون آیین نامه و هم در آزمون شهری قبول شدم بهتون میگم اکثر سرهنگا فقط و فقط به پارک دوبل حساس هستند سعی کنید پارک دوبل و خوب یاد بگیرید آدمهایی رو دیدم با رانندگی و دست فرمان خوب روز امتحان شهری خراب کردن بخاطر استرس الکی سرهنگ لولو خور خوره نیست یه آدمه مثل ما ازش نترسید ترس و به دلتون اصلا راه ندید اگه ازش نترسید ازمون شهری رو قبول میشید عین من همیشه پاتون روی کلاچ باشه متاسفانه بخاطر داغون بودن ماشین ها قبل از حرکت همه موارد: گاز، ترمز،کلاچ، دنده جا خوردن ماشین و چک کنید به امید قبولی همه

حمیدرضا
  یاشار
مهر ۵, ۱۳۹۸ ۶:۲۲ ب٫ظ

چطوری چک کنیم وقتی سرهنگ میگه زود باش برو?

مصطفی
تیر ۲۲, ۱۳۹۷ ۱۱:۱۹ ق٫ظ

سلام ، قبولی در ازمون فقط ربط داره به افسر اگه خوب باشه قبولی اگه نه اصلا قبول نمیشی.

مهین
اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۷ ۱:۵۹ ب٫ظ

سلام …منم تابحال چهارده بار رد شدم مدت نزدیک به دوساله میرم …ایین نامه هامو راحت قبول شدم ولی در امتحان شهری بخاطر استرس زیاد و فواصلی که بینش ایجاد میکردم تابحال طول کشیده ولی امیدمو از دست نمیدم و تا کاردکسم باطل نشده میرم امتحان میدم و میدونم که به قبولی نزدیک شدم…التماس دعا 27اردیبهشت 97

احسان
  مهین
بهمن ۱۲, ۱۳۹۹ ۳:۳۱ ب٫ظ

خدا بهت صبر بده

Leila
اردیبهشت ۸, ۱۳۹۷ ۹:۵۵ ب٫ظ

من امروز امتحان شهری داشتم بار اولم بود استرس کم داشتم وقتیم متوجه شدم افسر آدم خوش اخلاقیه بطور کلی ترسم ریخت.اما وقتی نوبتم شد اومدم نشستم تو ماشین صندلی و آینه رو تنظیم کردم بعد از همه کارا راهنما زدم و دنده رو 1کردم و آماده حرکت شدم تا اینکه یه پرایدی اومدم جلوم پارک کرد بعد هول شدم دنده رو عقب کردم اما دوبار خاموش کردم متاسفانه و بعد از اینکه راه افتادم وسر تقاطع ایست کامل کردم و راهنما رو زدم پیچیدم بعد افسره گفت برو خیابون سمت چپ منم دیدم یه چاله خیلی بد اونجا قشنگ سر پیچ از گوشه بود منم گفتم از اونطرف چاله برم داخل خیابون ک تا رفتم ازم ایراد گرفت ک از گوشه نپیچیدی و گفت پارک کن پیاده شو گفتم خوب چاله بودگفت باید آروم ازش رد میشدی البته همیشه با مربی خودم ک میرفتم میگفتم رو چاله ها نرو!!!!البته شاید اون بخاطر ماشینش این حرفو زده بود امیدوارم جلسه بعد قبول بشم

مهدی
اردیبهشت ۵, ۱۳۹۷ ۹:۱۱ ق٫ظ

سلام
یادش بخیر این مطلب و به صورت اتفاقی دیدم من چند سال پیش گواهینامه گرفتم چقدر استرس داشتم اون موقع هی میگفت خدایا قبول بشم البته قبول شدم بعد چند بار رفتن دست فرمونم بد نی ولی افسری که آزمون شهری رو امتحان گرفت خیلی گیر بود به هر حال قبول شدم، درکل خوش گذشت برام خاطر شده به امید اینکه همه گواهینامه رانندگی را بگیرند و اصولی رانندگی کنن.

حسین
اردیبهشت ۴, ۱۳۹۷ ۹:۵۳ ب٫ظ

منم بار سوم قبول شدم اونم توی ماشین اول منتها نفر چهارم بودم .اون سه نفر که جلوی من بودن نفری دو سه بار خاموش کردن و رد شدن ومن که نشستم انقدر خوب روندم که اصن خاموش نکردم و بعد افسره گفت رانندگیت خیلی خوبه به خاطر همین قبولت می کنم .انصافا خوب بود.

SAYAN
بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ ۵:۲۴ ب٫ظ

ای نسخه ی اسرار الهی که توای ای آینه جمال شاهی که توای بیرون زه تو نیس آنچه در عالم هس از خود بطلب که هر انچه که خاهی توای …
من امروز پایه دوم را برای بار اول قبول شدم
جانم

امینی
بهمن ۱۴, ۱۳۹۶ ۱۱:۴۰ ب٫ظ

با سلام خدمت همه دوستان…
امینی هستم از کردستان….
من 34سالمه و تا حالا گواهینامه نداشتم و رانندگی هم نکردم هر چند تو خانواده ما همیشه ماشین بوده، البته وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم پدرم یه پیکان 65تمیز داشت یه روز وسوسه شدم و سوارش و دزدکی مثلاً میخواستم رانندگی کنم اما به محض اینکه سویچ رو زدم چون توی دنده بود با یه تکون بزرگ کوبوندم به یه تیر برق و از اون موقع یه ترسی تو دلم بود و به همین خاطر هیچ وقت رانندگی نکردم و نرفتم پشت فرمان هیچ ماشینی حتی برادرام بهم میگفتن بیا یادت میدیم اما خودم نمیخواستم به خاطر اون تجربه ای بود که داشتم و اون ترس تو دلم مانده بود خلاصه یه ماه پیش بهم خبر رسید که گواهینامه بدون کارت پایان خدمت هم میتونی بگیری و من چون خدمت نرفتم تا اون موقع نمیتونستم گواهینامه بگیرم بعد هر حال قانونش اومد و منم فورا رفتم به یه آموزشگاه نزدیک خونمون و کارای ثبت و نامش رو انجام دادن و بهم گفتن که هفته دیگه بهت زنگ میزنیم که بیایی سر کلاسات..تازه بهم یه کتاب آیین نامه دادن که شکر خدا یادشون رفت از من پول بگیرن و منم از خدام بود انگاری غنیمت جنگی به دست آورده بودم خخخخخخ.. منم یه هفته رو صبر کردم و بعد پنجشنبه خانم منشی بهم زنگ زد و منم از شنبه رفتم سر کلاسا…. کلاسمون کلا 28نفر بودیم که 3نفر خانم بودن با مارکهای تحصیلی بالا و بقیه مرد بودن، یعنی تو اون کلاس ما همه جوره توش بود یکی سبیل کلفت یکی گردن کلفت یکی لات یکی لاغر و خلاصه همه جوره بود اون مردها هم تقریباً به خاطر نداشتن کارت پایان خدمت تا حالا گواهینامه نگرفته بودند وگرنه اکثرشون چند سال راننده بودند که دزدکی رانندگی کرده بودند اما من رانندگی نکرده بودم…خلاصه یه هفته کلاس رو با خوبی و خوشی و شوخی و خنده گذروندیم تازه داشتیم به همدیگه عادت میکردیم آخر هفته از ما یه امتحان گرفتندهمون خانم معلمه امتحان گرفت و از 28نفرمان فقط یازده نفر قبول شدیم که یکیشون بنده بودم با یه غلط ظرف مدت 7دقیقه از بیست دقیقه وقت امتحان قبول شدم بقیه همگی رد مخصوصاً خانما با اون مدرکهای تحصیلی بالا رد شدن دوتاشون همش استرس داشتند و یکیشون بنده خدا جواب سوالها رو کلا میدونست اما اشتباهی پر کرده بود و دیگه سودی نداشت خلاصه همشون افتادن هفته بعد…… بعد دو روز بهم زنگ زدن که فردا کلاسهایی تعلیم رانندگیت شروع میشه منم روز بعدش رفتم آموزشگاه اونجا با مربیم آشنا شدم یه آقای خوشتیپ اروم خوش صحبت و خوش کلام و با معرفت به تورم افتاد اونم شانسی، یعنی از توی اون همه مربی توی اون آموزشگاه تنها مربی بود که بیشترین آمار قبولی کار اموز رو داشت و آموزشگاه و همکارام ازش راضی بودن…. خلاصه بعد چند دقیقه آشنایی و صحبت کردن رفتیم سر اولین جلسه امتحان چون باید دوازده جلسه دو ساعته تعلیمم میدیدم جلسه اول یه نیم ساعتی فقط توضیحاتی در مورد آشنایی با نحوه سوار شدن و پدالها. راهنماها و آینه ها و نکات احتیاطی بود بعد نیم ساعت خودش اومد پشت فرمون و باهم رفتیم یه مکان شلوغ و پر تردد و گفت بیا پشت فرمان، منم گفتم اخه رانندگی اصلاً بلد نیستم گفت که خبر دارم اشکال نداره بیا پشت فرمان، گفتم اخه ماشین میخوره به جایی بیا بریم یه جای خلوت تر گفت نه از اینجا شروع میکنیم خلاصه رفتم پشت فرمان البته قبل اینا بهش گفتم وقتی کمی بچه بودم با ماشین پدرم کوبوندم به تیر چراغ و از اون موقع اون ترس تو دلمه،،، بعد رفتم پشت فرمون و بعد هم استرس داشتم هم کمی میترسیدم خلاصه گفت روشن کن و طبق اون چیزی که بهت گفتم حرکت کن منم روشن کردم و حرکت کردم البته با کمک اون مربی دلسوز، چون زیر پای خودش هم کلاج و ترمز بود خدایی باور نمیکردم که اینقدر نرم دارم ماشین رو میرونم گفت همینجوری برو و احتیاط هم بکن و یه ذره ترس تو دلت راه نده، خلاصه بعد یه بیست دقیقه از میان اون همه شلوغی و ترافیک و رفت و آمد اومدیم تو یه بلوار خلوت خلاصه سه چهار روز همینجوری تمرین میکردم و خداییش هم اون ترس و استرس هم دیگه نداشتم و خیالم راحت شد البته تو اون گروهی که با اون مربی افتاده بودیم چون اکثرشون راننده بودن زیاد نمی اومدن تمرین و مربی گفت که شانس خوبی داشتی و اکثراً وقت اونا رو هم در اختیار من قرار میداد و بیشتر باهام کار میکرد البته بااجازه اونای دیگه که با من هم گروه بودن، خلاصه دوازده جلسه دو ساعته رو با من کار کرد آخرین جلسه مربی یه امتحان ازت میگیره و اون امتحان هم از من گرفت که با دو سه اشتباه ازم قبول کرد و گفت که آمادگی دارم برای امتحان خلاصه مربی قبولم کرد خدا خیرش بده،،،،، بعد سه روز بعدش که چهارشنبه بود دوباره باید میرفتم امتحان آیین نامه اصلی که مربوط به سرهنگ بود منم دوسه دور حسابی کتاب مفتکی رو خوندم خخخخخ،،،،(همون کتاب آیین نامه تو آموزشگاه به کار اموز میدن و بابتش 20هزار تومان میگیرن ;-)…خوندم و روز امتحان رفتم سر کلاس و سرهنگه اومد تو یه سرهنگ پیر دراز لاغر و جدی بود کلاسمون ایندفعه 30نفر بود برگه ها رو پخش کرد و تایم گرفت که بیست دقیقه مهلت دارین و ماهم شروع کردیم من طبق معمول ظرف ده دقیقه زودتر از همه با هیچ غلطی قبول شدم و بقیه به غیر از 13نفر همگی رد شدند….. خلاصه سرهنگه بهم گفت که مبارک باشه قبولی برو چهارشنبه هفته آینده ساعت 8آموزشگاه آماده باش امتحان شهری داری منم ازش تشکر کردم و رفتم و یه هفته باز صبر کردم توی اون یه هفته چهار شب با ماشینهای برادرام تمرین کردم اونم حسابی دوتاشون پراید فرمان خشک بود که مربی گفته بود تا میتونی با پراید فرمان خشک تمرین کنی بهتره چون مال اون سرهنگی که ازت امتحان میگیره دقیقاً پراید و فرمانش سنگین و خشکه…برادرام خیلی ازم راضی بودن و گفتند خیلی خوب آموزش دیدی اونا بهم خیلی روحیه دادن تازه یکیشون شب امتحان گفت شب بعد شام بیا خونه کارت دارم منم رفتم گفت بیا اینم سویج اون پراید فرمون خشک، اخه خودش دوتا ماشین داشت یه سمند صفر کیلومتر با اون پرایده که بیشتر برای کاری توی شهر ازش استفاده میکرد گفتم خودت چی نمیای گفت که نه خودت برو و تا 11شب باهاش تمرین کن منم رفتم و یه دور شهر رو باهاش دادم بعد بقیه تمرینم رو فقط باهاش پارک دوبل و پارک 40سانتی و دنده عقب میرفتم خلاصه اون شب حسابی تمرین کردم و خدا رو شکر دیگه خبری از استرس و این چیزا نبود چون مربی همه چیو کاملاً بهم گفته بود….. بالاخره روز موعود فرا رسید منم صبح ساعت 8دقیق توی آموزشگاه آماده شدم قبل اینکه برم آموزشگاه به غیر از کارت ملی هر چیزی که مربوط به جیبهام بود رو تو خونه خالی کردم از جمله کیف پول دو تا موبایلم دسته کلید و این چیزا باخودم کارت ملی رو برداشت و خالی خالی رفتم و یه سیب هم تو خونه برداشتم که شکمم خالی نباشه وقتی رسیدم آموزشگاه ساعت دقیقاً هشت صبح بود هوا هم صاف و تمیز، رفتم دو لیوان آب خوردم بعد منیش آموزشگاه بهم یه کاغذ داد که مربوط به امتحان سرهنگ بود و بهم آدرس محله امتحان رو هم داد که یه بلوار بود که با خونمون یه ربع فاصله داشت منم کاغذ رو گرفتم ازش و رفتم بلواری که بهم آدرس داده بودن وقتی رسیدم اونجا تقریباً هفت هشت نفر و اونا هم مثل من یه کاغذ در دست داشتند بعد بیست دقیقه تقریباً همه اون کسانی که اون روز امتحان داشتند جمع شدن 31نفر بودیم که سه تاشون خانم بودن….. توی اون جمع یه عده دفعه دوم و سومشون بود که امتحان میدادن یه عده مثل من دفعه اولشون بود یه عده استرس به بقیه وارد میکردند یه عده از سختگیریای سرهنگ امتحان حرف میزدند اما من ازشون فاصله گرفتم و رفتم یه گوشه ای نشستم تا سرهنگ با ماشین پرایدش پیداش شد و همگی رفتیم پیشش و اومد پایین برامون کمی سخنرانی کرد و کمی روحیه داد و از این حرفا بعد ما رو به گروهای سه نفر و چهار نفر تقسیم کرد….. خانمها چون سه نفر بودند اونا گروه اول بودند منم گروه سوم از سه نفر و نفر آخری بودم از گروه خانمها که امتحان گرفت فقط یه خانم قبول شد بعد رسید به گروه ما، نفر اولمون یه پسره قد کوتاهه نامرتب بود همش استرس داشت و بعد چند دفعه خاموش کردن و اشتباه رفتن رد شد نوبت نفر دوم رسید اونم بد نبود اونم قبول شد بعد اون نوبت من شد سرهنگ گفت آقای امینی بفرما نوبت شما منم از پشت در عقب سمت شاگرد رو باز کردم و از پشت ماشین رفتم سوار ماشین شدم و طبق قانون همه اون کارهایی که لازم بود رو انجام دادم و خداییش هم بدون هیچ گونه استرس خدا شاهده اصلاً و ابدا استرس نداشتم جو خیلی ارومی رو احساس کردم به همین خاطر نه هول شدم نه استرس داشتم و نه پاهام میلرزید و خدا بهم کمک کرد تو اون قضیه، خلاصه بهم گفت بفرما حرکت کن منم چون ماشین تو پارک بود طبق قوانین ماشین رو از پارک در آوردم و چند متر نرفته بودم گفت پشت اون پیکان پارک کن منم دیدم نه تابلویی هست که ممنوع باشه و نه نزدیک تقاطع و نه هیچ پلی با احتیاط طبق مقررات ماشین رو پارک کردم خدایی یه پارک عالی براش اومدم البته فرمانش دقیقاً مثل فرمان ماشین برادرم بود خشک اما چون تمرین کرده بودم خیلی تاثیر داشت و باهاش آشنایی داشتم خلاصه دوباره از پارک رفتم بیرون و گفت بزن دو بعد چند ثانیه گفت بزن سه بعد دست انداز ر نزدیک شدیم و خودم معکوسها رو انجام میدام بعد دوباره گفت برو پشت اون سمند پارک کن منم دیدم تابلویی نیست اما پشت سمند دقیقاً یه پل بود پل مربوط به پارکینگ یه مغازه فورا گفتم پشت اون سمند یه پله و ممنوعه اونجا پارک کنیم گفت اشکالی نداره من اجازه میدم پارک کن چون اون اجازه داد دوباره یه پارک عالیتر از پارک قبلی رو براش رفتم خیلی خوشش اومد خدایی خودمم باورم نمیشد اینجوری دارم پارک میکنم و بیشتر روحیه گفتم اون پشت سری هم چون قبول شده بود از تو آینه گاه گاهی نگاش میکردم و بهم یه چشمک میزد به معنی آفرین خیلی خوب رفتی اون واسه خودش اون پشت نشسته بود و حال میکرد خلاصه نزدیک اول بلوار شدیم و گفت دور بلوار منم راهنمایی طرف خودم رو زده و اروم نزدیک بلوار شدم و رسیدم سر بلوار یه مکثی مردم بعد دیدم خبری از خطر نیست اروم راه افتادم بعد دوباره گفت دنده دو سه و معکوس خلاصه دید ازم ایرادی نمیتونه بگیری بیخیالم شد و گفت آفرین برو طرف گروه و پیاده شو منم به گروه نزدیک شدم و طبق مقررات چراغ راهنما و دید زدن از آیینه سمت شاگرد و پارک کنار جدول یه پارک چهل سانتی اونجا هم براش اومدم…. بعد کارت ملی رو ازم گرفت گفت بفرما پیاده شو و از اون سمت بیا کارت ملی رو بگیر منم دنده رو خلاص کردم دستی رو کشیدم بهش گفتم ماشین رو خاموش کنم گفت نه الان گروه بعدی میان خاموش نکن بعد کمر بند رو باز کردم از اینه سمت راننده پشت رو دید زدم و بعدش سرم رو برگرداندم بازم پشت رو دید زدم و دیدم خطری نیست با دست راست در رو باز کردم و با دست چت گیره در رو گرفتم و اروم اروم رفتم بیرون و به بچه های گروه نگاه کردم دیدم دور سرهنگ رو شلوغ کردن و بعضی از بچه ها به چشمک میزدن که سرهنگ نوشته قبول منم مثلاً بی خبر رفتم سمت سرهنگ، بهم یه نگاهی انداخت و گفت آقای امینی شما راننده هستین یعنی قبلاً رانندگی کردین گفتم نخیر به غیر از تعلیمم تا حالا رانندگی نکردم بعد مهر قبولی رو رد و کارت ملی رو بهم تحویل داد و گفت قبولی مبارکتون باشه و گفت مستقیم برو آموزشگاه برای تکمیل پرونده منم ازش تشکر کردم و معطل نکردم و فورا از خوشحالی رفتم به طرف آموزشگاه اونجا هم بهم تبریک گفتند و پروندم رو تکمیل کردم بعد بهم یه قبض دادن رسید پستی بود گفتند تا دو هفته دیگه گواهینامه میاد دم در خونه….. خلاصه اینم از داستان قبول شدن ما که خودمم باورم نمیشد…… دوستان خدا شاهده به خودتون ایمان داشته باشید و استرس به دلتون راه ندیدن نه پاهاتون میلرزه و نه رد میشین…. برای تک تک همه شماها آرزوی موفقیت و قبولی رو در همه مراحل زندگی دارم

رامین
بهمن ۱, ۱۳۹۶ ۷:۱۱ ب٫ظ

سلام
من رامینم 20ساله از اردبیل
خاطره خوب که کلا بخند و تفریح داشتیم با بچه ها .ولی موقعی که ادم مردود میشه پول میده حالش گرفته میشه.
من با افتخار تونستم بار چهارم قبول بشم.
1396/9/18در ساعت 9:32دقیقه قبول شدم

سهیل
شهریور ۱, ۱۳۹۶ ۹:۲۷ ق٫ظ

جونم براتون بگه که من انقدر رفتم آزمون شهری رانندگی شرکت کردم که همه منو با اسم کوچیک صدا میکردن استخدام آموزشگاه رانندگی شده بودم خیلی جالبه ها دست فرمانمم خوبه ها باور کنید خوبه ولی نمیدونم چرا منو رد میکردن باهام لج کرده بودن ؟ ازم خوششون اومده بوده؟هیچکدام؟ به هر حال بعد از چند ماه برو و بیا این و ببین اون و ببین با سلام و صلوات قبول شدم

لیلا
مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ ۴:۰۸ ب٫ظ

هوررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااا امروز تو آزمون شهری رانندگی قبول شدم دوستم هی بهم میگفت تو امروز قبول نمیشی خیلی کنف شد چقدر من خوشحال امیدوارم همه قبول بشن دوستتون دارم بوس بوس

مصطفی
مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۲ ب٫ظ

آخه این شانسه ما داریم بازم امروز تو آزمون شهری رانندگی رد شدم جالبه یه دختره که هیچکی باورش نمیشد قبول شد من رد شدم آخه چراااااااااااااااااااااااااااااا

جعفر
مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ ۴:۵۹ ب٫ظ

ای بابا چه خاطره ای آخه دو ساله دارم میرم آزمون آیین نامه رانندگی پدرم در آومده شدم گاو پیشونی سفید همه دیگه منو میشناسن اونجا روی هر چی بدبخت و سفید کردم من آخه شناسه من دارم این گواهینامه هم شده واسه من دردسر بعضی شبا میاد به خوابم دارم دیوانه میشم البته تازگی یه فرجی شده از وقتی تو تست های آنلاین سایت تست درایو شرکت کردم پیشرفت کردم حالا ببینیم چی پیش میاد